با سلام من محمد جواد شریفی 13ساله از شیرازم و این وبلاگ رابرای مسابقه وبلاگ نویسی راه اندازی کردم و اگر خوب نیست به بزرگی خودتون ببخشید لطفا نظر بدید ممنون.
کلیم پسر عمران می گوید: هنگامی که امام جواد علیه السلام چشم به دنیا گشود، حضرت رضا علیه السلام به یاران خود فرمود که این مولود همانند موسی بن عمران، شکافنده دریاهاست و همانند عیسی بن مریم، مادرش مقدس و پاک است.
سپس شهادت فرزندش را پیشگویی فرمود و در طول شب، در کنار گهواره اش با او مشغول صحبت بود.
برچسب: جواد,
نویسنده: mohammadjavad
شخصی مهمان امام رضا بود. چراغ خانه امام خراب شد.
مهمان خواست چراغ را تعمیر کند اما حضرت رضا علیه السلام به او اجازه نداد، خود به تعمیر چراغ پرداخت و فرمود:
« ما خاندانی هستیم که مهمان هایمان را به کاری وا نمی داریم؛ مهمان ما محترمتر از آن است که به خدمت صاحبخانه بپردازد.»
برچسب: مهمان,
نویسنده: mohammadjavad
حسین بن موسی می گوید:
روزی در خدمت امام رضا به خارج از شهر رفتیم. امام در نیمه های راه از ما پرسید:«آیا لباسی که مناسب باران باشد همراه دارید؟»
گفتیم:«نه. چه حاجت به لباس بارانی؟! هوا که ابری نیست.»
امام فرمود:«اما من لباس مناسب همراه دارم و امروز باران خواهد بارید.»
چیزی نگذشت که ابری در آسمان ظاهر شد و باران شروع شد، به طوری که هر کس به فکر خود بود و همه به جز امام خیس شدیم.
برچسب:
نویسنده: mohammadjavad